قصه صوتی کودکانه
قصه صوتی کودکانه قطار عمو هزار پا
با خرید حداقل 3 میلیون تومان از مزایای خرید با قیمت عمده بهره مند شوید.
قصه صوتی کودکانه نه بچه
قصه صوتی کودکانه دوقلوها
قصه صوتی کودکانه لاکی حرف گوش نکن
فوتبالدستی 6 میل متین (5)
راهنما
قایق های رنگی رنگی زینگو (72)
راهنما
لندکروز پلیس 124BC تسما (24)
راهنما
قصه صوتی کودکانه خانم طاووسه کارمند وظیفه شناسی است
قصه صوتی کودکانه بزی دروغگو
قصه صوتی کودکانه روباه آهنگساز
قصه صوتی کودکانه میمون نامرتب
مینی فرقون با بیل و شن کش تسما (15)
راهنما
ماشین فلزی تیبا اسپرت 1509S طاها (12)(144)
راهنما
سرویس اجاق گاز با ابسردکن 4545 دورا (9)
راهنما
قصه صوتی کودکانه کلاغ بدقول
قصه صوتی کودکانه لک لک مغرور
قصه صوتی کودکانه شکارچی و طوقی
قصه بابا بزرگ نجار
ماشین کنترلی فراری 106B تسما (6)
راهنما

کلاش دوربین دار روکارتی تیرفومی 300189 اسپادان (36)
راهنما
پیکان وانت وروجک خزلی (40)
راهنما
قصه صوتی کودکانه دو خواهر
قصه صوتی آدم برفی خندان
قصه صوتی نیلوفر ۲
قصه صوتی آسمان آبی
تویوتا هایلوکس اسپرت قدرتی 121A تسما (16)
راهنما
مرغ نالان صدا دار (144)
راهنما
سطل آبپاش با بیل وشنکش هلال (90)
راهنما
قصه صوتی ۲ مرد به نام بتمن
قصه صوتی چه خانه ی زیبایی
قصه صوتی خروس دانا
قصه صوتی کودکانه گودال آب
سرویس میز ابزار سوپر 857 بیبی بورن (8)
راهنما
سرویس 4تکه میز اتو 2525 دورا (6)
راهنما
توپ استخر کوچک 14 توری تابان تویز (72)
راهنما

قصه صوتی کودکانه آهوی گردن دراز
قصه صوتی کودکانه یکی زیر یکی رو
قصه صوتی کودکانه پسری در طبل
قصه صوتی کودکانه تنور
روروئک پانی P ارابه (7)
راهنما
ماشین های راهسازی 93008 تریتی (12)(96)
راهنما
توپ استخر کوچک 30 توری تابان تویز (33)
راهنما
قصه صوتی آرزوی خرگوش
قصه صوتی برادر بزرگ و برادر کوچک
قصه صوتی کودکانه دانا و نادان
قصه صوتی آهوی لاغر شده
پیکان کارلوکس خزلی(24)
راهنما
صندوق فروشگاهی با سبد 3054 آوا (12)
راهنما

اسلایم بستنی 400 گرمی بازیکسو (30)
راهنما
قصه صوتی کودکانه تکالیف مدرسه
برای حواندن قصه کودکانه اینجا کلیک کنید
برای کشیدن نقاشی کودکانه اینجا کلیک کنید
قصه صوتی کودکانه رویه و آستر
قصه صوتی کودکانه خارکن و موش و مار و طوطی
ماشین راهسازی هپی تراک قدرتی 93006 تریتی (8)(80)
راهنما

ست آرایشی با دمپایی رو کارتی آتا (26)
راهنما
لندکروز اسپرت 124A تسما (24)
راهنما
قصه صوتی کودکانه حسن کچل و پرهای سیمرغ
قصه صوتی کودکانه چولی قزک
قصه صوتی کودکانه ادم برفی که راه میره
قصه صوتی کودکانه چراغ قرمز
پمپ بنزین دونازل نسیم دولوکس (4)
راهنما
اسلایم مربایی ابروبادی 350 گرم بازیکسو (40)
راهنما
ست اجاق گازو چرخ خرید 0203 دورا (6)
راهنما
قصه صوتی کودکانه همسایه ها
قصه صوتی کودکانه کمک به همسایه ها
قصه صوتی کودکانه حواست کجاست میمون کوچولو؟
قصه صوتی کودکانه مهمون کوچولو
اسب و فیل نو سامان (بدون مرجوعی) (6)
راهنما
آشپزخانه روکارتی 2000 کار و اندیشه (48)
راهنما
ماشین لژیون 112G تسما (12)
راهنما

قصه صوتی کودکانه تصمیم حنانه کوچولو
قصه صوتی کودکانه نمی خوام دوست ندارم
قصه صوتی کودکانه مهمانی بزرگ
قصه صوتی کودکانه یک راز برفی
گلف توری نسیم دولوکس (8)
راهنما
لگو ریز 210 قطعه جدید لی لی توی (18)
راهنما
هفت تیر با لوازم روکارت 300121 اسپادان (54)
راهنما
قصه صوتی کودکانه مهمونی بهاری
قصه صوتی کودکانه ماجرای خونه بی بی
قصه صوتی کودکانه آماده کردن غذا
قصه صوتی کودکانه کی دلش یک توپ قرمز و قشنگ می خواهد؟
روروئک خان K ارابه (6)
راهنما
ماشین پلیس زینگو (6)
راهنما

دارت جعبه دار 12 اینچ 300255 اسپادان (48)
راهنما
قصه صوتی کودکانه قلی پسر بازیگوش
قصه صوتی کودکانه اتفاق عجیب
قصه صوتی کودکانه ننه موشی و دخترش
صوتی عیدی مخصوص
سمند قدرتی پلیس 101DEF تسما (24)
راهنما
بلز کوچک جعبه آبی (40)
راهنما
پرشیا رنگی درج (24)
راهنما
قصه صوتی کودکانه کی اول سلام می کنه؟
صوتی خواب مار زنگی
صوتی عروسک
قصه صوتی کودکانه عجیب و غریب
ست ابزار جعبه زرد بست (24)
راهنما
چرخ خیاطی موزیکال 300102 اسپادان (24)
راهنما
ست راهسازی جور کار و اندیشه (60)
راهنما
صوتی پیراهن گل گلی
قصه صوتی کودکانه ساعتی که از کار افتاده بود
صوتی علی کوچولو و بلبل
قصه صوتی کودکانه آرزوی فصل پاییز
ماشین مینی آفرود 5000 کار و اندیشه (60)
راهنما
دنا اسپرت 120A تسما (24)
راهنما

پژو 206 رنگی بزرگ وکیومی درج (8)
راهنما
صوتی غذای همسایه
صوتی عید واقعی
صوتی آشتی سروناز و سوسن
صوتی هاپیچی هاپیچی
ست ابزار جعبه زرد بست (24)
راهنما
تاب مینیون نوین پلاست (1)
راهنما
دروازه فوتبال خانواده توپولی (6)
راهنما
صوتی مرغابی ابری
صوتی آرزوی ستاره دریایی
قصه صوتی کودکانه همه چیز سرجاشه
صوتی آرزوی ماهی کوچولو
ماشین فلزی بوگاتی 1518 طاها(12)(144)
راهنما
سوپر سینک ظرفشویی سیحان (12)
راهنما
بسکتبال سلفونی پرشین (28)
راهنما
قصه صوتی کودکانه هر کاری وقتی داره
صوتی اشتباه درخت سیب
صوتی ابر و باد
صوتی می خواهم مهم باشم ب
کرم کوکی نشکن (300350) اسپادان (12)(144)
راهنما
خرگوش چهارچرخ سامان (بدون مرجوعی) (6)
راهنما

لگو مک کویین 895 بی تی (18)
راهنما
برای کشیدن نقاشی کودکانه اینجا کلیک کنید
صوتی برگ قهوه ای کوچک
صوتی اشتباه علی رضا و شیما
قصه صوتی کودکانه بچه گربه دانا
صوتی مدادرنگی فصل ها
ماشین های راهسازی 93008 تریتی (12)(96)
راهنما
ماشین فلزی تیبا اسپرت 1509S طاها (12)(144)
راهنما
تریلی خودروبر خزلی (8)
راهنما
قصه صوتی کودکانه اسب بالدار
قصه صوتی کودکانه هدیه به بابای مدرسه
قصه صوتی کودکانه اسب سیاه جاده ها
صوتی کشاورز کوچولو
دارت جعبه دار 12 اینچ 300255 اسپادان (48)
راهنما
سوپر سینک ظرفشویی سیحان (12)
راهنما
عروسک دختر 24 اینچ جعبه ای رویا (12)
راهنما
صوتی کفش دوزک جان تولدت مبارک
صوتی هوهوی جغد خاکستری
صوتی قهرمان واقعی
قصه صوتی کودکانه وزوزی
بلز کوچک جعبه آبی (40)
راهنما
کلبه زیبا (12)
راهنما
سمند تاکسی 101BC تسما (24)
راهنما
صوتی مشکل جنگل سبز
صوتی ماجرای مهمونی
صوتی بوق بوق بازم بوق
قصه صوتی کودکانه کوله بار پاییز
لگو مک کویین 895 بی تی (18)
راهنما
روروئک پانی P ارابه (7)
راهنما
چادر فنری کوچک معمولی فراز (10)
راهنما
صوتی باغچه زیبا
صوتی جایزه مهشید کوچولو
صوتی کار خوب
قصه صوتی کودکانه رانندگی
ماشین ماتر قدرتی 108A تسما (36)
راهنما
ست کامیونت های شگفت انگیز زینگو (8)(96)
راهنما
صوتی شیرینی خوشمزه
صوتی لانه گرم مورچه کوچولو
قصه صوتی کودکانه بابا بزرگ
صوتی کی به درخت بلوط آب داد؟
تخت 2طبقه 3×1 کوچک 9090 دورا (7)
راهنما
ماشین کنترلی شارژی 3مدل چراغ دار 5010 ام وی (24)
راهنما
صوتی اتل متل
صوتی آدم برفی غصه نخور
قصه صوتی کودکانه بابای مدرسه
صوتی پسر راستگو
شمشیر سامورایی کوچک هلال (180)
راهنما
کامیون خاکریز V_104 نیکو (12)
راهنما
کریر دی جی ارابه (1)
راهنما
صوتی بادکنک
صوتی با دوستامون قهر نکنیم
صوتی قصه عروسک پارچه ایی
قصه صوتی کودکانه قصه رنگی
لگو سطلی 32 تکه لی لی توی (48)
راهنما
روروئک پانی P ارابه (7)
راهنما
عروسک مو کاموایی سلفونی 300138 اسپادان (36)
راهنما
صوتی وقتی که پاییز اومد
صوتی خودنویس پدر
صوتی سایه بزرگ
قصه صوتی کودکانه یه راه حل خیلی خوب
عروسک دختر 16 اینچ جعبه ای رویا (22)
راهنما
تاب باب اسفنجی نوین پلاست (1)
راهنما
گردونه هوش F_102 نیکو (12)
راهنما
صوتی نوبت خورشید
صوتی کلاغ باغ آلبالو
قصه صوتی کودکانه دکتر مهربون
قصه صوتی کودکانه خرگوش کجاست؟
گردونه هوش F_102 نیکو (12)
راهنما
ماشین فلزی پراید 1507 طاها (12) (144)
راهنما
موتور وسپا کار و اندیشه (60)
راهنما
امیر و عمه جون در یه روز قشنگ بهاری به گردش رفتن .اون روز به امیر خیلی خوش گذشت. تو رودخونه آب بازی کرد. تو دشت دنبال پروانه ها می دوید و خیلی خوشحال بود.
شب که به خونه برگشتن از خستگی زود خوابش گرفت.به عمه جون گفت : میای پیشم تا بخوابم .عمه جون گفت: من بیام پیشت ؟ چرا؟
کنار مادرم می خوابم. امیر گفت : آخه تنهایی می ترسم.هرشب عمه جون گفت: ترس؟ از چی می ترسی ؟
امیر گفت: از تاریکی و تنهایی عمه جون دست های امیر رو گرفت و برد اتاق .گفت خوب نگاه کن .
بعد برق اتاق رو خاموش کرد .اتاق تاریک شد.امیر دست عمه جون رو محکم گرفت.
عمه جون برق اتاق رو روشن کرد .گفت : ببین همون اتاقه ، با همون وسایل.از چی می ترسی؟
اگه ترسو باشی و بخوای همیشه وابسته مادرت باشی نمی تونی موفق بشی و به آرزوهات برسی.مگه نمی خوای خلبان بشی و پرواز کنی؟
پرواز آدم شجاع می خواد .
امیر گفت : دوست دارم شجاع بشم تا به آرزوهام برسم .چه کار کنم عمه جون؟
عمه جون لحاف خوشگل پر ستاره رو ، رو امیر کشید و گفت : بذار برات قصه کرم شجاع رو بگم .بعد خودت خوب فکر کن ببین چطور می تونی شجاع بشی.
امیر با خوشحالی گفت : آخ جون قصه بعد ساکت و آرام به قصه عمه جون گوش داد تا بدونه چطور میشه شجاع شد!
عمه جون گفت: یکی بود ، یکی نبود در یه باغ سر سبز قشنگ روی درخت توت بزرگی کرم کوچیکی زندگی می کرد.
هر روز که از خواب بیدار میشد میومد روی شاخه درخت می نشست و به باغ زیبای پر از گل های رنگارنگ و پرواز پروانه ها نگاه می کرد.بعد می گفت: کاش منم پروانه بودم تا روی گل های زیبا پر می زدم اما حیف بال ندارم.
بعد شروع می کرد به خوردن برگ های توت.اون قدر می خورد تا سیر میشد بعد می رفت تو خونه اش و می خوابید.
روزها گذشت و کرم کوچلو فقط می خورد و می خوابید و هر روز آرزو می کرد ای کاش پروانه بود.
یه روز که رو شاخه درخت مشغول خوردن برگ ها بود یه زنبور وز وز کنان اومد کنارش نشست.
کرم کوچلو گفت: خوش به حالت زنبور بال داری و هر جا دوست داری پرواز می کنی.من خسته شدم از بس یه جا نشستم زنبور گفت: برای رسیدن به آرزوها باید .کارم شده خوردن و خوابیدن.
تلاش کرد.تو یه جا نشستی و فقط آرزو می کنی .
کرم کوچلو گفت: چه کار کنم تا بتونم پرواز کنم؟
زنبور گفت : همه پروانه های زیبا روزی مثل تو یه کرم کوچلو بودن.اما برای پروانه شدن تلاش کردن.از خوردن و خوابیدن دست برداشتن و رفتن تو پیله خودشون .تا دور خودت پیله نبندی و مدتی رو تنهایی تحمل نکنی نمی تونی پروانه بشی.
کرم کوچلو با تعجب گفت : پیله؟
نه ! من از تنهایی و پیله می ترسم.
نمی تونم از دوستام جدا بشم.دلم می خواد بخورم و بخوابم و بازی کنم.
زنبور گفت: هر جور خودت دوست داری ولی رسیدن به آرزوها تلاش می خواد.
بعد بال زد و رفت روی گل های زیبای باغ. فردا صبح کرم کوچلو از خواب بیدار شد و اومد رو شاخه ی درخت و مشغول خوردن برگ ها بود که شاپرکی اومد کنارش نشست تا رفع خستگی کنه.
شاپرک گفت : سلام کرم کوچلو .
کرم کوچلو گفت : سلام شاپرک .خوش به حالت بال داری و پرواز می کنی و هرجا دوست داری میری .
شاپرک خندید گفت: کرم کوچلو تو هم می تونی پرواز کنی .مگه نمی دونی همه پروانه ها روزی کرم کوچیکی مثل تو بودن؟
فقط کافیه دست از تنبلی وخوردن برداری و مدتی بری تو پیله .بعد یه پروانه زیبا میشی و می تونی پرواز کنی.
کرم کوچلو گفت : من از تنهایی تو پیله می ترسم .
شاپرک گفت: اگر می خوای به آرزت برسی و پرواز کنی باید نترسی و مدتی در پیله تنها باشی.
شاپرک پر زد و رفت روی گل های قشنگ باغ و از اونجا فریاد زد کرم کوچلو نترس .به آرزوت فکر کن.
با رفتن شاپرک کرم کوچلو غمگین یه گوشه نشست و به فکر فرو رفت.
باید تصمیم خودشو می گرفت .یا برای همیشه کرم می موند و یا باید تلاش می کرد و ترس رو کنار میذاشت تا به آرزوش برسه.
همون روز تصمیم آخر رو گرفت و آماده شد برای رفتن به پیله .
شروع کرد دور خودش پیله تنیدن.
بالاخره کارش تموم شد و کرم کوچلو رفت تو پیله اش .
روزها گذشت و بعد مدتی کرم کوچلو با پاهاش پیله رو شکافت و ازش بیرون اومد.حالا دیگه دو بال قشنگ داشت و دیگه کرم نبود .یه پروانه زیبا شده بود.پر زد و رفت روی گل های رنگا رنگ باغ.
کنار جویباری که زیر درخت توت جاری بود تصویر خودشو در آب دید.کرم کوچلو به آرزوش رسیده بود .حالا پروانه زیبایی بود و هر جا که دوست داشت پرواز می کرد.
عمه جون به امیر گفت: اینم قصه کرم کوچلوی شجاع .تا وقتی بترسی در هیچ
کاری موفق نمیشی.آرزوهات برسی باید نترسی . امیر جانم اگه می خوای بزرگ بشی و به
حرفای عمه جون فکر کرد. امیر چشماشو بست و به کرم کوچلو و بعد گفت : عمه جون من می خوام مثل کرم کوچلو شجاع بشم و به آرزوهام برسم.
دیگه نمی ترسم و جدا می خوابم .شما برین اتاق خودتون.
از اون شب به بعد دیگه امیر از چیزی نترسید و شب ها تو اتاق خودش تنها خوابید .
یکی بود یکی نبود زیر گنبد کبود غیر از خدا هیچکس نبود. گربه تپله آروم و قرار نداشت. صدای ناله اش انقدر زیاد بود که دل موش موشی رو به درد آورده بود. گربه : میووو به دادم برسید مییووووو مردم به دادم برسید! موش موشی لابلای علفا دنبال غذا میگشت که متوجه این صدا شد. از زیر علفا بیرون اومد اطرافش رو خوب نگاه کرد. گربه تپله رو از صداش شناخت و با خودش گفت شاید کلکی تو کاره و …
یکی بود یکی نبود زیر گنبد کبود غیر از خدا هیچکس نبود. گربه تپله آروم و قرار نداشت. صدای ناله اش انقدر زیاد بود که دل موش موشی رو به درد آورده بود. گربه : میووو به دادم برسید مییووووو مردم به دادم برسید! موش موشی لابلای علفا دنبال غذا میگشت که متوجه این صدا شد. از زیر علفا بیرون اومد اطرافش رو خوب نگاه کرد. گربه تپله رو از صداش شناخت و با خودش گفت شاید کلکی تو کاره و …
تویوتا f4 وکیوم مای توی (24)
راهنما
آدمک نشکن صدادار 981/6 مدل 2 بی تی (96)
راهنما
لگو سطلی بزرگ 520 تکه لی لی توی (2)
راهنما
یکی بود یکی نبود.
توی یه جنگل سرسبز و زیبا، همه ی حیوونای جنگل با صلح و صفا زندگی می کردند.
حیوونای جنگل علاوه بر اینکه با هم آشتی بودند به همدیگه توی سختی ها کمک می کردند .اونا صبح ها دنبال کارهای خودشون می رفتند و شبها وسط جنگل دور هم جمع می شدند و می گفتند و می خندیدند.
یه شب که مثل هر شب حیوونای جنگل دور هم جمع شدند ماری که یک مار کوچولو بود ، گفت : موشی کجا رفت ؟ همین الان اینجا دیدمش.
همه ی حیوونای جنگل به اطراف نگاه کردند. ماری راست می گفت . انگار موشی غیب شده بود.
ماری گفت : من میرم دم در لونه ی موشی تا ببینم چرا زود رفت .
وقتی ماری به دم در لونه ی موشی رسید ، مادری در زد .
تق تق تق تق تق تق تق
موشی مسواک به دست در لونه شو باز کرد .
ماری با تعجب پرسید : موشی ! چرا اینقدر زود رفتی ؟
موشی با اشاره ماری رو متوجه کرد که داره مسواک می زنه و هر وقت مسواک زدنش تموم شد جواب سوالشو میده .
بعد از چند دقیقه مسواک زدن موشی تموم شد و گفت : من از امشب می خوام سر ساعت بخوابم . پس زود اومدم لونه تا مسواک بزنم و بخوابم. از امشب می خوام یه موش تمیز و منظم باشم .
ماری لبخندی زد و گفت : آفرین موشی !
بعد ماری به جمع حیوونای جنگل برگشت و موشی هم به تختخواب رفت تا سر ساعت بخوابه .
روزی روزگاری توی یه جنگل سرسبز و زیبا، کرکس ، خلبان بود.
خلبان کرکس هرروز همه ی حیوونای جنگل رو سوار هواپیما می کرد و سالم به مقصد می رسوند.
همه ی حیوونای جنگل خلبان کرکس و هواپیماشو دوست داشتند و وقتی سوار هواپیمای خلبان کرکس می شدند حسابی بهشون خوش می گذشت .
یه روز که مثل هر روز خلبان کرکس، قبل از پرواز ، هواپیما رو چک کرد و مسافران هم منتظر پرواز بودند ناگهان خلبان کرکس متوجه شد یکی از بال های هواپیما کار نمی کنه و هر چقدر سعی کرد تا بال هواپیما درست بشه ، نشد.
خلبان کرکس از هواپیما پیاده شد و به مسافران گفت
(( با عرض معذرت یکی از بال های هواپیما دچار نقص فنی شده و متاسفانه پرواز امروز کنسل میشه . فردا در خدمت شما هستم .))
مسافران با ناراحتی از خلبان کرکس خداحافظی کردند و به خونه برگشتند.
همون روز خلبان کرکس ، بال هواپیما رو تعمیر کرد.
فردای اون روز مسافران با خوشحالی در هواپیمای خلبان کرکس نشستند و خلبان کرکس پرواز رو آغاز کرد .
روزی روزگاری توی یه جنگل سرسبز و زیبا، کلاغ سیاه ، پلیس بود.
کلاغ پلیس هرروز توی اداره پلیس حاضر می شد.
یه روز کبوتر خان با نگرانی وارد اداره پلیس شد.
کلاغ پلیس گفت (( سلام کبوتر ! چی شده؟))
کبوتر خان با نگرانی جواب داد
(( سلام کلاغ سیاه! دیشب خونه مو دزد زد ))
کلاغ پلیس پرسید (( دیشب خونه نبودی ؟))
کبوتر خان جواب داد(( نه . دیشب با خانواده ، جشن عروسی دعوت بودن و وقتی برگشتیم دیدیم خونه مون ریخت و پاش شده و همه وسایل بهم ریخته اند و طلاهای همسرم هم دزدیدند ))
کلاغ پلیس برگه ای رو به دست کبوتر خان داد و گفت (( این فرم و پر کن ))کبوتر خان برگه رو از دست کلاغ پلیس گرفت و پر کرد.
کلاغ پلیس گفت (( نگران نباشید. به زودی دزدو پیدا می کنیم))
کبوتر خان تشکر کرد و از اداره پلیس بیرون رفت.
چند روز بعد کلاغ پلیس با کبوتر خان تماس گرفت و خبر از پیدا شدن دزد خونه اش داد.
کبوتر خان با خوشحالی گفت(( خوش خبر باشی کلاغ پلیس! چطوری پیداش کردید؟ ))
کلاغ پلیس جواب داد (( از وقتی دزدی خونه تو اعلام کردی ، نگهبان شب اطراف خونه ات گذاشتم تا نگهبانی بده و دزد رو پیدا کنه . حدسمون درست بود. روباه مکار برمی گرده تا از خونه های اطراف خونه ات دزدی کنه و نگهبان شب دستگیرش می کنه ))
کبوتر خان دوباره از کلاغ پلیس تشکر کرد و برای کلاغ پلیس دعا کرد.
روزی روزگاری توی یه جنگل سرسبز و زیبا، مار ، قاضی بود.
همه ی حیوونای جنگل از قضاوت قاضی مار راضی بودند .
روزی که دادگاه سوسکی برگزار شد و وکیل عنکبوت هم وکالت سوسکی رو برعهده گرفته بود، قاضی مار روی صندلی قضاوت نشسته بود.
وقتی جلسه ی دادگاه با حضور سوسکی و همسایه ها و وکیل عنکبوت شروع شد و وکیل عنکبوت به قاضی مار علت اختلاف سوسکی با همسایه ها رو توضیح داد و سوسکی و همسایه ها هم توضیح دادند چه اتفاقی افتاده ، قاضی مار گلویش را صاف کرد و گفت
(( خب صحبتها رو شنیدم و پرونده هم مطالعه کردم . جلسه ی بعد رای دادگاه رو اعلام می کنم ))
منشی قاضی مار اعلام کرد
(( هفته ی آینده همین ساعت رای دادگاه اعلام میشه .))
وقتی هفته ی بعد از راه رسید و سوسکی و همسایه ها و وکیل عنکبوت در جلسه دادگاه حاضر شدند ، قاضی مار گفت
(( با توجه به اینکه هر دو طرفین دعوا مقصر هستند و همسایه ها با وجود چندین بار تذکر از سمت سوسکی بیشترین تقصیر رو بر گردن دارند ،اعلام می کنم همسایه ها مراعات کنند و سروصدا نکنند در غیر اینصورت اگر مراعات صورت نگیرد و دوباره کتک کاری و اذیت و آزار رخ بدهد مجازات در نظر می گیرم .ختم جلسه ))
وقتی همه از دادگاه بیرون رفتند ،همسایه ها از سوسکی عذرخواهی کردند و سوسکی هم از همسایه ها عذرخواهی کرد .
آفرود خزلی (24)
راهنما
دایناسور باتری خور 1062 بی تی (48)
راهنما
مینی ماینر 125A تسما (12)
راهنما