قصه صوتی کودکانه
قصه صوتی کودکانه قطار عمو هزار پا
با خرید حداقل 3 میلیون تومان از مزایای خرید با قیمت عمده بهره مند شوید.
قصه صوتی کودکانه نه بچه
قصه صوتی کودکانه دوقلوها
قصه صوتی کودکانه لاکی حرف گوش نکن
کامیون ترانزیت درج توی (8)
راهنما
لندکروز پلیس 124BC تسما (24)
راهنما
قطعات یدکی عمومی
راهنما
قصه صوتی کودکانه خانم طاووسه کارمند وظیفه شناسی است
قصه صوتی کودکانه بزی دروغگو
قصه صوتی کودکانه روباه آهنگساز
قصه صوتی کودکانه میمون نامرتب
ست آشپزخانه 5تکه 7788 دورا (6)
راهنما
دارت آهنربایی 17 وکیومی 300248 اسپادان (24)
راهنما
سرویس خواب 6060 دورا (6)
راهنما
قصه صوتی کودکانه کلاغ بدقول
قصه صوتی کودکانه لک لک مغرور
قصه صوتی کودکانه شکارچی و طوقی
قصه بابا بزرگ نجار
کامیون آتش نشانی بزرگ V_106 نیکو (12)
راهنما
لگو کلاسیک هزار قطعه 1000 بی تی (18)
راهنما
قایق های رنگی رنگی زینگو (72)
راهنما
قصه صوتی کودکانه دو خواهر
قصه صوتی آدم برفی خندان
قصه صوتی نیلوفر ۲
قصه صوتی آسمان آبی
ماشین فلزی آزرا 1501 طاها (12) (144)
راهنما
عروسک 14 اینچ کاوری نشسته رویا (50)
راهنما
ماشین ماتر قدرتی 108A تسما (36)
راهنما
قصه صوتی ۲ مرد به نام بتمن
قصه صوتی چه خانه ی زیبایی
قصه صوتی خروس دانا
قصه صوتی کودکانه گودال آب
گیتار بزرگ چوبی 90 سانت ارمغان (14)
راهنما
ست آرایشی با دمپایی رو کارتی آتا (26)
راهنما
ساعت مچ بند فوتبالیستها آتا (125)
راهنما
قصه صوتی کودکانه آهوی گردن دراز
قصه صوتی کودکانه یکی زیر یکی رو
قصه صوتی کودکانه پسری در طبل
قصه صوتی کودکانه تنور
ست راهسازی جور کار و اندیشه (60)
راهنما
سرویس بامبی 4 قلو درج (10)
راهنما
لگو سطلی کوچک 2011 بریکس (36)
راهنما
قصه صوتی آرزوی خرگوش
قصه صوتی برادر بزرگ و برادر کوچک
قصه صوتی کودکانه دانا و نادان
قصه صوتی آهوی لاغر شده
چایخوری روکارتی 1000 کار و اندیشه (48)
راهنما
خاور کمپرسی خزلی (32)
راهنما
پراید تاکسی خزلی (40)
راهنما
قصه صوتی کودکانه تکالیف مدرسه
برای حواندن قصه کودکانه اینجا کلیک کنید
برای کشیدن نقاشی کودکانه اینجا کلیک کنید
قصه صوتی کودکانه رویه و آستر
قصه صوتی کودکانه خارکن و موش و مار و طوطی
چرخ خیاطی موزیکال 300102 اسپادان (24)
راهنما
ست آشپزخانه 3 تیکه عروسکی وکیومی 8800 دورا (7)
راهنما
سه چرخه دانل ارابه (4)
راهنما
قصه صوتی کودکانه حسن کچل و پرهای سیمرغ
قصه صوتی کودکانه چولی قزک
قصه صوتی کودکانه ادم برفی که راه میره
قصه صوتی کودکانه چراغ قرمز
کامیون راهسازی کاتر سقف بازشو تسما (24)
راهنما
کامیون آتش نشانی بزرگ V_106 نیکو (12)
راهنما
یخچال ساید 4 درب وکیومی B2200 دورا (14)
راهنما
قصه صوتی کودکانه همسایه ها
قصه صوتی کودکانه کمک به همسایه ها
قصه صوتی کودکانه حواست کجاست میمون کوچولو؟
قصه صوتی کودکانه مهمون کوچولو
سرسره 6پله موج (1)
راهنما
ماشین فلزی سمند پلیس 1505p طاها (12) (144)
راهنما
قصه صوتی کودکانه تصمیم حنانه کوچولو
قصه صوتی کودکانه نمی خوام دوست ندارم
قصه صوتی کودکانه مهمانی بزرگ
قصه صوتی کودکانه یک راز برفی
وانت یدک کش خزلی (40)
راهنما
روروئک خان K ارابه (6)
راهنما
توپ استخر بزرگ 50 توری تابان تویز (10)
راهنما
قصه صوتی کودکانه مهمونی بهاری
قصه صوتی کودکانه ماجرای خونه بی بی
قصه صوتی کودکانه آماده کردن غذا
قصه صوتی کودکانه کی دلش یک توپ قرمز و قشنگ می خواهد؟
لگو اسپایدر من 4مدل کوچک 8301 بی تی (72)
راهنما
ماشین فلزی لایکان 1525 طاها(12)(72)
راهنما
قصه صوتی کودکانه قلی پسر بازیگوش
قصه صوتی کودکانه اتفاق عجیب
قصه صوتی کودکانه ننه موشی و دخترش
صوتی عیدی مخصوص
لگو ماینکرافت متوسط 725/30 بی تی (6)(72)
راهنما
ماشین کنترلی لندکروز 105A تسما (12)
راهنما

کریر دی جی ارابه (1)
راهنما
قصه صوتی کودکانه کی اول سلام می کنه؟
صوتی خواب مار زنگی
صوتی عروسک
قصه صوتی کودکانه عجیب و غریب
تراکتور مزرعه V_112 نیکو (12)
راهنما
عروسک لاکچری جعبه ای رویا (21)
راهنما
صوتی پیراهن گل گلی
قصه صوتی کودکانه ساعتی که از کار افتاده بود
صوتی علی کوچولو و بلبل
قصه صوتی کودکانه آرزوی فصل پاییز
ست کارتخوان فروشگاهی بست(24)
راهنما
توپ استخر کوچک 100 کیفی تابان تویز (10)
راهنما
ماشین کنترلی لندکروز 105A تسما (12)
راهنما

صوتی غذای همسایه
صوتی عید واقعی
صوتی آشتی سروناز و سوسن
صوتی هاپیچی هاپیچی
جرثقیل مک کویین کار و اندیشه (60)
راهنما
شمشیر و سپر سلفونی دراگون (32)
راهنما
اجاق گاز تک بوش 2000 دورا (14)
راهنما
صوتی مرغابی ابری
صوتی آرزوی ستاره دریایی
قصه صوتی کودکانه همه چیز سرجاشه
صوتی آرزوی ماهی کوچولو
ست ابزار کریستال بست (24)
راهنما

مینی ماینر 125A تسما (12)
راهنما
پک یدکش خزلی (25)
راهنما
قصه صوتی کودکانه هر کاری وقتی داره
صوتی اشتباه درخت سیب
صوتی ابر و باد
صوتی می خواهم مهم باشم ب
ست پادگان کیفی آتا (36)
راهنما
تفنگ آبپاش متوسط 109A تسما (50)
راهنما
کلبه زیبا (12)
راهنما
برای کشیدن نقاشی کودکانه اینجا کلیک کنید
صوتی برگ قهوه ای کوچک
صوتی اشتباه علی رضا و شیما
قصه صوتی کودکانه بچه گربه دانا
صوتی مدادرنگی فصل ها
گیتار کوچک فانتزی 43 سانت ارمغان (36)
راهنما
لندرور اسپرت 115A تسما (24)
راهنما
قطار V_114 نیکو (12)
راهنما
قصه صوتی کودکانه اسب بالدار
قصه صوتی کودکانه هدیه به بابای مدرسه
قصه صوتی کودکانه اسب سیاه جاده ها
صوتی کشاورز کوچولو
ماشین فلزی تیبا اسپرت 1509S طاها (12)(144)
راهنما
ماشین فلزی پیکان 1504 طاها (12) (144)
راهنما
صوتی کفش دوزک جان تولدت مبارک
صوتی هوهوی جغد خاکستری
صوتی قهرمان واقعی
قصه صوتی کودکانه وزوزی
عروسک دختر 16 اینچ جعبه ای رویا (22)
راهنما
آفرود خزلی (24)
راهنما
شمشیر قهرمان آتا (132)
راهنما
صوتی مشکل جنگل سبز
صوتی ماجرای مهمونی
صوتی بوق بوق بازم بوق
قصه صوتی کودکانه کوله بار پاییز
مجموعه 4تایی دست به آچار زینگو (12)
راهنما
استخر توپ مربعی فراز (12)
راهنما
دستکش بوکس آتا (72)
راهنما

صوتی باغچه زیبا
صوتی جایزه مهشید کوچولو
صوتی کار خوب
قصه صوتی کودکانه رانندگی
آبسردکن جی جی تویز (36)
راهنما
ست فروشگاه ویالون بست (12)
راهنما
صوتی شیرینی خوشمزه
صوتی لانه گرم مورچه کوچولو
قصه صوتی کودکانه بابا بزرگ
صوتی کی به درخت بلوط آب داد؟
اسلایم 250 گرمی اکلیلی بازیکسو (60)
راهنما
صندوق فروشگاهی با سبد 3054 آوا (12)
راهنما

ماشین های 4عددی شهرداری 48 آلست (12)
راهنما
صوتی اتل متل
صوتی آدم برفی غصه نخور
قصه صوتی کودکانه بابای مدرسه
صوتی پسر راستگو
خنجر کماندو آتا (80)
راهنما

کلاش 2 تفنگه با بیسیم 300181 اسپادان (24)
راهنما

لگو ریز مدل ماسک (24)(384)
راهنما
صوتی بادکنک
صوتی با دوستامون قهر نکنیم
صوتی قصه عروسک پارچه ایی
قصه صوتی کودکانه قصه رنگی
ماشین فلزی بوگاتی 1518 طاها(12)(144)
راهنما
سفینه اسپایدرمن 4033 بی تی (36)
راهنما
هفت تیر با لوازم روکارت 300121 اسپادان (54)
راهنما
صوتی وقتی که پاییز اومد
صوتی خودنویس پدر
صوتی سایه بزرگ
قصه صوتی کودکانه یه راه حل خیلی خوب
تاب کیتی نوین پلاست (1)
راهنما
لگو بتمن جوکر 841 بی تی (36)
راهنما
صوتی نوبت خورشید
صوتی کلاغ باغ آلبالو
قصه صوتی کودکانه دکتر مهربون
قصه صوتی کودکانه خرگوش کجاست؟
توپ ایروبیک دسته دار 600 گرمی (300566) اسپادان (30)
راهنما
سفینه اسپایدرمن 4033 بی تی (36)
راهنما
دایناسور باتری خور 1061 بی تی (36)
راهنما
امیر و عمه جون در یه روز قشنگ بهاری به گردش رفتن .اون روز به امیر خیلی خوش گذشت. تو رودخونه آب بازی کرد. تو دشت دنبال پروانه ها می دوید و خیلی خوشحال بود.
شب که به خونه برگشتن از خستگی زود خوابش گرفت.به عمه جون گفت : میای پیشم تا بخوابم .عمه جون گفت: من بیام پیشت ؟ چرا؟
کنار مادرم می خوابم. امیر گفت : آخه تنهایی می ترسم.هرشب عمه جون گفت: ترس؟ از چی می ترسی ؟
امیر گفت: از تاریکی و تنهایی عمه جون دست های امیر رو گرفت و برد اتاق .گفت خوب نگاه کن .
بعد برق اتاق رو خاموش کرد .اتاق تاریک شد.امیر دست عمه جون رو محکم گرفت.
عمه جون برق اتاق رو روشن کرد .گفت : ببین همون اتاقه ، با همون وسایل.از چی می ترسی؟
اگه ترسو باشی و بخوای همیشه وابسته مادرت باشی نمی تونی موفق بشی و به آرزوهات برسی.مگه نمی خوای خلبان بشی و پرواز کنی؟
پرواز آدم شجاع می خواد .
امیر گفت : دوست دارم شجاع بشم تا به آرزوهام برسم .چه کار کنم عمه جون؟
عمه جون لحاف خوشگل پر ستاره رو ، رو امیر کشید و گفت : بذار برات قصه کرم شجاع رو بگم .بعد خودت خوب فکر کن ببین چطور می تونی شجاع بشی.
امیر با خوشحالی گفت : آخ جون قصه بعد ساکت و آرام به قصه عمه جون گوش داد تا بدونه چطور میشه شجاع شد!
عمه جون گفت: یکی بود ، یکی نبود در یه باغ سر سبز قشنگ روی درخت توت بزرگی کرم کوچیکی زندگی می کرد.
هر روز که از خواب بیدار میشد میومد روی شاخه درخت می نشست و به باغ زیبای پر از گل های رنگارنگ و پرواز پروانه ها نگاه می کرد.بعد می گفت: کاش منم پروانه بودم تا روی گل های زیبا پر می زدم اما حیف بال ندارم.
بعد شروع می کرد به خوردن برگ های توت.اون قدر می خورد تا سیر میشد بعد می رفت تو خونه اش و می خوابید.
روزها گذشت و کرم کوچلو فقط می خورد و می خوابید و هر روز آرزو می کرد ای کاش پروانه بود.
یه روز که رو شاخه درخت مشغول خوردن برگ ها بود یه زنبور وز وز کنان اومد کنارش نشست.
کرم کوچلو گفت: خوش به حالت زنبور بال داری و هر جا دوست داری پرواز می کنی.من خسته شدم از بس یه جا نشستم زنبور گفت: برای رسیدن به آرزوها باید .کارم شده خوردن و خوابیدن.
تلاش کرد.تو یه جا نشستی و فقط آرزو می کنی .
کرم کوچلو گفت: چه کار کنم تا بتونم پرواز کنم؟
زنبور گفت : همه پروانه های زیبا روزی مثل تو یه کرم کوچلو بودن.اما برای پروانه شدن تلاش کردن.از خوردن و خوابیدن دست برداشتن و رفتن تو پیله خودشون .تا دور خودت پیله نبندی و مدتی رو تنهایی تحمل نکنی نمی تونی پروانه بشی.
کرم کوچلو با تعجب گفت : پیله؟
نه ! من از تنهایی و پیله می ترسم.
نمی تونم از دوستام جدا بشم.دلم می خواد بخورم و بخوابم و بازی کنم.
زنبور گفت: هر جور خودت دوست داری ولی رسیدن به آرزوها تلاش می خواد.
بعد بال زد و رفت روی گل های زیبای باغ. فردا صبح کرم کوچلو از خواب بیدار شد و اومد رو شاخه ی درخت و مشغول خوردن برگ ها بود که شاپرکی اومد کنارش نشست تا رفع خستگی کنه.
شاپرک گفت : سلام کرم کوچلو .
کرم کوچلو گفت : سلام شاپرک .خوش به حالت بال داری و پرواز می کنی و هرجا دوست داری میری .
شاپرک خندید گفت: کرم کوچلو تو هم می تونی پرواز کنی .مگه نمی دونی همه پروانه ها روزی کرم کوچیکی مثل تو بودن؟
فقط کافیه دست از تنبلی وخوردن برداری و مدتی بری تو پیله .بعد یه پروانه زیبا میشی و می تونی پرواز کنی.
کرم کوچلو گفت : من از تنهایی تو پیله می ترسم .
شاپرک گفت: اگر می خوای به آرزت برسی و پرواز کنی باید نترسی و مدتی در پیله تنها باشی.
شاپرک پر زد و رفت روی گل های قشنگ باغ و از اونجا فریاد زد کرم کوچلو نترس .به آرزوت فکر کن.
با رفتن شاپرک کرم کوچلو غمگین یه گوشه نشست و به فکر فرو رفت.
باید تصمیم خودشو می گرفت .یا برای همیشه کرم می موند و یا باید تلاش می کرد و ترس رو کنار میذاشت تا به آرزوش برسه.
همون روز تصمیم آخر رو گرفت و آماده شد برای رفتن به پیله .
شروع کرد دور خودش پیله تنیدن.
بالاخره کارش تموم شد و کرم کوچلو رفت تو پیله اش .
روزها گذشت و بعد مدتی کرم کوچلو با پاهاش پیله رو شکافت و ازش بیرون اومد.حالا دیگه دو بال قشنگ داشت و دیگه کرم نبود .یه پروانه زیبا شده بود.پر زد و رفت روی گل های رنگا رنگ باغ.
کنار جویباری که زیر درخت توت جاری بود تصویر خودشو در آب دید.کرم کوچلو به آرزوش رسیده بود .حالا پروانه زیبایی بود و هر جا که دوست داشت پرواز می کرد.
عمه جون به امیر گفت: اینم قصه کرم کوچلوی شجاع .تا وقتی بترسی در هیچ
کاری موفق نمیشی.آرزوهات برسی باید نترسی . امیر جانم اگه می خوای بزرگ بشی و به
حرفای عمه جون فکر کرد. امیر چشماشو بست و به کرم کوچلو و بعد گفت : عمه جون من می خوام مثل کرم کوچلو شجاع بشم و به آرزوهام برسم.
دیگه نمی ترسم و جدا می خوابم .شما برین اتاق خودتون.
از اون شب به بعد دیگه امیر از چیزی نترسید و شب ها تو اتاق خودش تنها خوابید .
یکی بود یکی نبود زیر گنبد کبود غیر از خدا هیچکس نبود. گربه تپله آروم و قرار نداشت. صدای ناله اش انقدر زیاد بود که دل موش موشی رو به درد آورده بود. گربه : میووو به دادم برسید مییووووو مردم به دادم برسید! موش موشی لابلای علفا دنبال غذا میگشت که متوجه این صدا شد. از زیر علفا بیرون اومد اطرافش رو خوب نگاه کرد. گربه تپله رو از صداش شناخت و با خودش گفت شاید کلکی تو کاره و …
یکی بود یکی نبود زیر گنبد کبود غیر از خدا هیچکس نبود. گربه تپله آروم و قرار نداشت. صدای ناله اش انقدر زیاد بود که دل موش موشی رو به درد آورده بود. گربه : میووو به دادم برسید مییووووو مردم به دادم برسید! موش موشی لابلای علفا دنبال غذا میگشت که متوجه این صدا شد. از زیر علفا بیرون اومد اطرافش رو خوب نگاه کرد. گربه تپله رو از صداش شناخت و با خودش گفت شاید کلکی تو کاره و …
کامیون ترانزیت درج توی (8)
راهنما
لگو کشتی پلیس 4030 بی تی (18)
راهنما
اسلایم درپیچی شکلاتی 350 گرمی بازیکسو (40)
راهنما
یکی بود یکی نبود.
توی یه جنگل سرسبز و زیبا، همه ی حیوونای جنگل با صلح و صفا زندگی می کردند.
حیوونای جنگل علاوه بر اینکه با هم آشتی بودند به همدیگه توی سختی ها کمک می کردند .اونا صبح ها دنبال کارهای خودشون می رفتند و شبها وسط جنگل دور هم جمع می شدند و می گفتند و می خندیدند.
یه شب که مثل هر شب حیوونای جنگل دور هم جمع شدند ماری که یک مار کوچولو بود ، گفت : موشی کجا رفت ؟ همین الان اینجا دیدمش.
همه ی حیوونای جنگل به اطراف نگاه کردند. ماری راست می گفت . انگار موشی غیب شده بود.
ماری گفت : من میرم دم در لونه ی موشی تا ببینم چرا زود رفت .
وقتی ماری به دم در لونه ی موشی رسید ، مادری در زد .
تق تق تق تق تق تق تق
موشی مسواک به دست در لونه شو باز کرد .
ماری با تعجب پرسید : موشی ! چرا اینقدر زود رفتی ؟
موشی با اشاره ماری رو متوجه کرد که داره مسواک می زنه و هر وقت مسواک زدنش تموم شد جواب سوالشو میده .
بعد از چند دقیقه مسواک زدن موشی تموم شد و گفت : من از امشب می خوام سر ساعت بخوابم . پس زود اومدم لونه تا مسواک بزنم و بخوابم. از امشب می خوام یه موش تمیز و منظم باشم .
ماری لبخندی زد و گفت : آفرین موشی !
بعد ماری به جمع حیوونای جنگل برگشت و موشی هم به تختخواب رفت تا سر ساعت بخوابه .
روزی روزگاری توی یه جنگل سرسبز و زیبا، کرکس ، خلبان بود.
خلبان کرکس هرروز همه ی حیوونای جنگل رو سوار هواپیما می کرد و سالم به مقصد می رسوند.
همه ی حیوونای جنگل خلبان کرکس و هواپیماشو دوست داشتند و وقتی سوار هواپیمای خلبان کرکس می شدند حسابی بهشون خوش می گذشت .
یه روز که مثل هر روز خلبان کرکس، قبل از پرواز ، هواپیما رو چک کرد و مسافران هم منتظر پرواز بودند ناگهان خلبان کرکس متوجه شد یکی از بال های هواپیما کار نمی کنه و هر چقدر سعی کرد تا بال هواپیما درست بشه ، نشد.
خلبان کرکس از هواپیما پیاده شد و به مسافران گفت
(( با عرض معذرت یکی از بال های هواپیما دچار نقص فنی شده و متاسفانه پرواز امروز کنسل میشه . فردا در خدمت شما هستم .))
مسافران با ناراحتی از خلبان کرکس خداحافظی کردند و به خونه برگشتند.
همون روز خلبان کرکس ، بال هواپیما رو تعمیر کرد.
فردای اون روز مسافران با خوشحالی در هواپیمای خلبان کرکس نشستند و خلبان کرکس پرواز رو آغاز کرد .
روزی روزگاری توی یه جنگل سرسبز و زیبا، کلاغ سیاه ، پلیس بود.
کلاغ پلیس هرروز توی اداره پلیس حاضر می شد.
یه روز کبوتر خان با نگرانی وارد اداره پلیس شد.
کلاغ پلیس گفت (( سلام کبوتر ! چی شده؟))
کبوتر خان با نگرانی جواب داد
(( سلام کلاغ سیاه! دیشب خونه مو دزد زد ))
کلاغ پلیس پرسید (( دیشب خونه نبودی ؟))
کبوتر خان جواب داد(( نه . دیشب با خانواده ، جشن عروسی دعوت بودن و وقتی برگشتیم دیدیم خونه مون ریخت و پاش شده و همه وسایل بهم ریخته اند و طلاهای همسرم هم دزدیدند ))
کلاغ پلیس برگه ای رو به دست کبوتر خان داد و گفت (( این فرم و پر کن ))کبوتر خان برگه رو از دست کلاغ پلیس گرفت و پر کرد.
کلاغ پلیس گفت (( نگران نباشید. به زودی دزدو پیدا می کنیم))
کبوتر خان تشکر کرد و از اداره پلیس بیرون رفت.
چند روز بعد کلاغ پلیس با کبوتر خان تماس گرفت و خبر از پیدا شدن دزد خونه اش داد.
کبوتر خان با خوشحالی گفت(( خوش خبر باشی کلاغ پلیس! چطوری پیداش کردید؟ ))
کلاغ پلیس جواب داد (( از وقتی دزدی خونه تو اعلام کردی ، نگهبان شب اطراف خونه ات گذاشتم تا نگهبانی بده و دزد رو پیدا کنه . حدسمون درست بود. روباه مکار برمی گرده تا از خونه های اطراف خونه ات دزدی کنه و نگهبان شب دستگیرش می کنه ))
کبوتر خان دوباره از کلاغ پلیس تشکر کرد و برای کلاغ پلیس دعا کرد.
روزی روزگاری توی یه جنگل سرسبز و زیبا، مار ، قاضی بود.
همه ی حیوونای جنگل از قضاوت قاضی مار راضی بودند .
روزی که دادگاه سوسکی برگزار شد و وکیل عنکبوت هم وکالت سوسکی رو برعهده گرفته بود، قاضی مار روی صندلی قضاوت نشسته بود.
وقتی جلسه ی دادگاه با حضور سوسکی و همسایه ها و وکیل عنکبوت شروع شد و وکیل عنکبوت به قاضی مار علت اختلاف سوسکی با همسایه ها رو توضیح داد و سوسکی و همسایه ها هم توضیح دادند چه اتفاقی افتاده ، قاضی مار گلویش را صاف کرد و گفت
(( خب صحبتها رو شنیدم و پرونده هم مطالعه کردم . جلسه ی بعد رای دادگاه رو اعلام می کنم ))
منشی قاضی مار اعلام کرد
(( هفته ی آینده همین ساعت رای دادگاه اعلام میشه .))
وقتی هفته ی بعد از راه رسید و سوسکی و همسایه ها و وکیل عنکبوت در جلسه دادگاه حاضر شدند ، قاضی مار گفت
(( با توجه به اینکه هر دو طرفین دعوا مقصر هستند و همسایه ها با وجود چندین بار تذکر از سمت سوسکی بیشترین تقصیر رو بر گردن دارند ،اعلام می کنم همسایه ها مراعات کنند و سروصدا نکنند در غیر اینصورت اگر مراعات صورت نگیرد و دوباره کتک کاری و اذیت و آزار رخ بدهد مجازات در نظر می گیرم .ختم جلسه ))
وقتی همه از دادگاه بیرون رفتند ،همسایه ها از سوسکی عذرخواهی کردند و سوسکی هم از همسایه ها عذرخواهی کرد .
اسلایم 250گرمی کهکشانی بازیکسو (60)
راهنما
لندکروز اسپرت 124A تسما (24)
راهنما
قطعه یدکی تکیه گاه magic car (1)
راهنما